صفحه نخست arrow حوادث arrow 2 بار اعدام پايان نقشه شوم نوه ناخلف
 
۲ بار اعدام پايان نقشه شوم نوه ناخلف
نسخه مناسب چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0 بدعالی 
10 مرداد 1389 - 09:10
۲ بار اعدام پايان نقشه شوم نوه ناخلف

فرهيختگان: نوه ناخلف كه پدربزرگ و مادربزرگش را قرباني دستبرد به طلاهايشان كرد به دو بار اعدام محكوم شد.اين مرد با همدستي دوستش، زن و شوهر سالخورده را به خانه‌اش دعوت و نقشه جنايت را اجرا كرد.به گزارش خبرنگار ما، ساعت يك نيمه‌شب سوم ارديبهشت‌ماه سال 88 ماموران كلانتري 171 مصطفي خميني هنگام گشت‌زني در بزرگراه بهشت‌زهرا(س) با جنازه پتوپيچ يك زن و مرد سالخورده روبه‌رو شدند كه در شانه خاكي بزرگراه رها شده بودند.جنايت شبانه به بازپرس كشيك جنايي اطلاع داده شد و جنازه‌ها به پزشكي‌ قانوني انتقال يافت.

در حالي كه تحقيقات پليس براي روشن‌شدن هويت دو قرباني سالخورده آغاز شده بود مردي به كلانتري 114 غياثي مراجعه كرد و از ناپديد شدن پدر و مادر پيرش خبر داد. اين مرد گفت: پدر
83 ساله‌ام اسماعيل و مادر 70 ساله‌ام زهرا به طرز مرموزي ناپديد شده‌اند. نوه
36 ساله‌شان به نام جواد آخرين كسي است كه آنان را ديده و ادعا مي‌كند آنها را در حوالي ميدان خراسان از خودرواش پياده كرده است. تحقيقات پليس در اين زمينه آغاز و جواد در خانه‌اش بازداشت شد. او در كمتر از
48 ساعت از جنايت لب به اعتراف گشود و به كشتن پدربزرگ و مادربزرگش با همدستي يكي از دوستانش به نام ناصر اعتراف و انگيزه جنايت را سرقت اعلام كرد.او در بازجويي‌ها گفت: به دوستم ناصر بدهكار بودم به همين خاطر نقشه جنايت را كشيدم. هنگامي كه همسرم در شهرستان بود پدربزرگ و مادربزرگم را به خانه‌مان دعوت كردم. داروهاي خواب‌آوري را كه ناصر خريده بود در آبميوه حل كردم و به آنان خوراندم بعد با همدستي ناصر آنان را خفه كرديم. جنازه‌هاي پتوپيچ را با پرايدم به جاده بهشت‌زهرا برديم و طلاهاي مادربزرگم را يك ميليون تومان فروختيم و با هم تقسيم كرديم.با اعترافات اين مرد همدستش نيز بازداشت شد و آنان به بازسازي صحنه جنايت پرداختند. در جلسه رسيدگي به اين پرونده كه ديروز در شعبه 71 به رياست قاضي عزيزمحمدي و با حضور چهار مستشار برگزار شد، ابتدا سه پسر قرباني در جايگاه ويژه قرار گرفتند و براي پسرخواهرشان و همدستش به‌خاطر جنايت اشد مجازات خواستند.سپس متهم رديف نخست روبه‌روي پنج قاضي ايستاد. اين مرد گفت، مادربزرگم پشت‌سر همسرم حرف‌هاي نامربوطي زده بود به همين خاطر كينه او را به دل گرفتم. پدربزرگ و مادربزرگم را به خانه‌ام دعوت كردم تا از آنان انتقام بگيرم اما قصد كشتن‌شان را نداشتم. دوستم ناصر آنان را با روسري خفه كرد و طلاهايشان را دزديد.وقتي نوبت به دفاع متهم رديف دوم رسيد، گفت: باور كنيد من فقط پاهاي اسماعيل را گرفتم تا جواد او را خفه كند. جواد مي‌گفت مادربزرگش پشت‌سر همسر او حرف زده است.در پايان اين جلسه هيات قضايي وارد شور شد و نوه ناخلف را به دو بار اعدام به‌خاطر جنايت، سه ‌سال زندان و 74 ضربه شلاق به‌دليل سرقت و همچنين رد مال دزدي محكوم كرد.متهم رديف دوم نيز به‌دليل معاونت در قتل به 10 سال و به‌خاطر سرقت به سه سال زندان، 74 ضربه شلاق و رد مال محكوم شد.
 
نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pxinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
 
< بعدی   قبلی >